جمشید هاشم پور فالگیر می شود
|
|
------------------------
فرزند شهریار: مجموعه "شهریار" امانتدار بوده است
ایراسان- هادی هجت تبریزی درباره مجموعه "شهریار" گفت: خوشبختانه این مجموعه به طور کلی توانسته با حفظ اصول حرفهای، در ارائه داستان زندگی شهریار امانتدار باشد.
وی با اشاره به پیچیده بودن تولید مجموعههایی که به زندگی شخصیتهای هنری معاصر میپردازد، افزود: برای ایجاد جذابیت داستان طبیعی است کارگردان و فیلمنامهنویس در جزئیات موضوع دخل و تصرف کنند و این چیزی است که ما از آن به عنوان هنر یاد میکنیم. هنرمند مختار است پس از شنیدن روایتهای گوناگون از زندگی یک شخصیت همانند شهریار اثری هنری خلق کند که شاید متفاوت با آنچه روایت شده باشد.
فرزند شهریار با اشاره به انتخاب اشعار فارسی استاد شهریار برای استفاده در این مجموعه گفت: همانند شعرهای ترکی شهریار که خوب انتخاب شدهاند، در انتخاب اشعار فارسی ایشان نیز نهایت دقت صورت گرفته تا ابعاد عرفانی شخصیت شهریار برای مخاطب آشکار شود و این موضوع ذوق سازندگان را نشان میدهد.
بهجت تبریزی در ادامه با اشاره به اینکه مرحوم شهریار علاقهای به نوشتن زندگینامه خود نداشت، افزود: از شواهد و قرائن پیداست شهریار حتی به ثبت دقیق اشعار خود نیز اهتمام چندان نداشت و اگر نبود تلاش علاقمندان اشعار او و دوستان نزدیک وی که آثارش را جمعآوری کردند، امروز شاید اثری از آثار مرحوم شهریار نبود و به همین دلیل نمیتوان انتظار داشت همه ظرائف زندگی او در مجموعه تلویزیونی منعکس شود.
فرزند استاد پرآوازاه شعر معاصر ایران گفت: شخصیت شهریار یک شخصیت هنری چند بعدی است که به تصویر کشیدن آن آسان نیست. وی در عین حال توقع علاقمندان به شعر و ادب فارسی و استاد شهریار را به ارائه اثری کامل از زندگی این استاد دلیل طرح نقدهای گوناگون به سریال "شهریار" دانست.
وی در پاسخ به منتقدانی که اعتقاد دارند در این مجموعه نوعی شتابزدگی مشاهده میشود و در آن برخی از واقعیات تحریف شده، گفت: شتابزدگی خاصی مشاهده نمیشود. کلیت زندگی شهریار که از طریق نزدیکان روایت شده معلوم است. البته ممکن است در آینده بتوان فیلم بهتری ساخت، اما در حال حاضر با توجه به آنچه از زندگی استاد موجود است این نقد چندان وارد نیست. هرچند این مجموعه با تلاش بیشتر میتوانست پربارتر از این که هست باشد، اما قاطعانه اعلام میکنم هیچ تحریفی صورت نگرفته است.
وی در پایان گفت: هیچ اثر هنری در دنیا وجود ندارد که رضایت همگان را جلب کند. سریال "شهریار" نیز از این موضوع مستثنی نیست. به عنوان یکی از اعضا خانواده استاد شهریار از این مجموعه تلویزیونی رضایت دارم.
---------------------------
فرهنگ معيري چهرهپرداز ايراني درگذشت
ایراسان- اين چهرهپرداز ايراني سينما و تئاتر ساعت 8 صبح شنبه بر اثر سكته قلبي دارفاني را وداع گفت.
فرهنگ معيري سال 1322 در شهر مرند متولد شد. وي عضو گروه چهرهپردازان سيماي جمهوري اسلامي و مدير آموزشگاه چهره پردازي «آينه در آينه» بوده است.
به گزارش فارس، طراحي چهرهپردازي فيلمهايي چون اشك سرما، رخساره،سگ كشي، افعي، نقش عشق، سفر عشق، سرزمين آرزوها، شناسايي، اتاق يك، پرواز در شب، ماديان، رخساره توسط وي انجام شده است.
او همچنين طراح چهرهپردازي فيلمهايي چون مسافران، شايد وقتي ديگر، شكار، كاني مانگا ، باشو غريبه كوچك، طلسم،خانه عنكبوت،نقطه ضعف،اشباح،خط قرمز، چريكه تارا، سفر سنگ و كلاغ بوده است.
«گناه من»(مهرشاد كارخاني) از آخرين كارهاي مرحوم معيري به شمار ميرود.
وي همچنين در جشن اخير چهرهپردازان خانه تئاتر كه دهم ارديبهشت انجام شد، مورد قدرداني قرار گرفته بود.
به گزارش فارس، فرهنگ معيري در اين مراسم گفت:من به خاطر عشق به شما اين جا آمدهام و شما هم بزرگوار هستيد اما كسي قدر شما را نميداند.
مراسم تشييع پيكر اين هنرمند فردا راس ساعت 30/9 صبح از مقابل خانه سينما به سوي روستاي واريان واقع در جاده چالوس برگزار خواهد شد.
* زندگينامه «فرهنگ معيري» به قلم خودش؛
«معيري» نوشته است: تولد، يك خرداد 1322؛ خواسته؟ و يا ناخواسته؟ و چرا؟ گفتند خير است و خير بشود و خير بماند، عدد"هفت پسر" خواست پدر بود. كودكيم در پس بازي با كتابهاي خانواده بهمراهي برادران و قصههاي مادر بزرگ و پري كه كتابهاي كرايهاي شبي دهشاهي را در نظر بازي برادران برايم ميخواند. و در ترنم شعرهاي پدر در روشني روز شبهاي جمعه همراه مادر در پي يافتن گوشه چادر بيبيشهربانو با ماشين دودي، و زيارت سيدنصرالدين و گاهگاهي بههمراه خانواده سر پل تجريش در شميران آن زمان و امامزاده صالح جائيكه مادر و مادربزرگ هر يك به گوشهاي از ضريع ميآويختند و بوسهها و بوسهها و چشمايشان را از نور آقا منور ميكردند و در گورستان باوقار آرميده در بلندي دربند «ظهير الدوله» شانههاي مردانه پدر به لرزه بود و تفو بر زمانه با چشماني سرخ فام ميگذشت كه به عكس رسيدم عكسهاي سياه و سپيد و در نهايت سينما از تراس سينما «ديانا» و اين آغاز آشنايي بود كه در سينماهاي «كشور»، «جهان مهين»، و روزهاي عيد به همراه خانواده در سينماهاي «پارك» و «متروپل» و «ركس» و باقيمانده «گراندسينما» ادامه مييافت. بسيار كوچك بودم كه در فيلم «سياوش در تخت جمشيد» در نقش كودكي سياوش حضور يافتم در رويش سبيل تنكم در «شب قوزي» به بازي نشستم. در پس خواندن و ديدن و ديدن و خواندن تا رسيدم به پشت صحنه «خشت و آئينه»(ابراهيم گلستان) و ديدار بزرگان حرفها و حديثهايشان از نو بودن، ناب شدن و نگاهي ديگر به ماهيت آنچه كه هست پس با اين دستاوردها كه آويزه گوشم بود بارور ميشدم و تلويزيون كه نفر سيزدهم شدم، در واقع نفر اول؛ چرا؟ چون از هيچ كس و هيچ جا توصيه و يا سفارش نشده بودم. پس به گناه ديگر نگاهم به گريم به مهاباد فرستاده شدم. ساختم سه فيلم كوتاه از فرهنگ پر بار عاميانه آنجا و حضور در فيلم «5 قصه كردي» «فليپ لوروا» در جوار استاد «ژان دورو» كه به باورم نشاند كه نگاه و انديشهام اشتباه نبوده و نيست. با ترفيع به تهران بازگشتم در پس گريم «رومئو و ژانت» آقاي «همايون شهنواز» خواهانم شد.
در ادامه ميخوانيم: در «دليران تنگستان» حضور يافتم و مهارت و تمايز كاريم و كيفيت آن بخوبي با گريمور قبلي نمايان است در نيمههاي كار موج جديدي بوجود آورده بودم و راهگشايي شد براي حضور گريمورهاي تلويزيون در سينما. پيامهايي از تهران ميرسيد؛ در يك فرصت كوتاه كه به تهران آمده بودم دعوتهايي انجام شد در آن فرصت توانستم در فيلم «لشكركشي كوروش» با آلمانيها(گريشنر) همكاري نمايم بايستي باز ميگشتم و بازگشتم. «سمك عيار» آقاي اصلاني و بعدها آقاي واروژ كريم مسيحي. ادامه اين دعوتها حضور در فيلم «كلاغ» ساخته بهرام بيضايي و ... و مسعود كيميايي، تست «زخميها»، «سفر سنگ» و «خط قرمز» بود؛ سيروس الوند در «نفس بريده»و «موضوع جدي نيست» و تست «معصوم اول» گلشيري و «انگشتي متحرك» كه قصهاش بماند براي زماني ديگر.
در اين مدت كمتر به بازيهاي غلط تن در داده بودم و ميدهم پس در اول انقلاب با آراي كامل مسئول واحد گريم شدم مسئوليتي نفسگير در هنگامه هنگام. در گريم به يك معماري دراماتيكي و اجراي با مهارت و لحظهاي آن اعتقاد دارم و اينكه هر سيماي پرداخت شدهاي از ارزش نمايشي معين و ويژهاي بايستي برخوردار بوده باشد چرا كه انديشههاي راستين واكنش معيني نميطلبد.
وي نوشته است: آنچه كه در آئينه زمان برجاي مانده اولين فيلم سريال سياه و سفيد ايران(دليران تنگستان) و اولين فيلم سريال رنگي ايران(سمك عيار) و فيلمهايي ماندگار و شناسنامهدار هستند؛ و اولين و آخرين تائيديه از جشنواره بين المللي فيلم لندن براي گريم ايران؛ فيلم طلسم(داريوش فرهنگ) .و تنها گريمور ارشد سازمان صدا وسيما. در نمودار جمع بندي صاحب نظران سينمائي چه به لحاظ هنري و چه به لحاظ گيشه در هر دو فهرست 5 الي 6 فيلم در ردههاي اول , بهترين فيلم براي هر دهه؛ دهه اول مسافران و دهه دوم سگ كشي بوده است.
در ادامه نوشته مرحوم معيري ميخوانيم: اين را گفته بوده باشم هميشه كيفيت و گزيده كاري برايم دلپذيرتر بوده و هست. براي تامين موقعيت ظاهري نميتوانم عاطفههايم را ناديده بينگارم، آنچه كه دربارهام ميگويند: «استعداد و توانائيها و شناسنامه كاري اش بعضي ها را آزار ميدهد و شاگردانش در هر گوشه جهان كه باشند موفق عمل ميكنند آئينه در آئينه شدهاند.»
«زندگيام صرف عشق به آموختن و آموزاندن و گسترش عرصههاي دانش گريم شد.»
---------------------------
فرهاد آئیش اولین فیلم سینمایی را می سازد
ایراسان- اين بازيگر سينما و تئاتر ايران توضيح داد: نمايشنامهي «خداي جنگ» ترجمه شده و در صورت پيداكردن سالن مناسب، قصد داريم آن را در سال جاري اجرا كنيم.
او درباره فعاليتهايش در زمينه كارگرداني تئاتر با بيان اينكه براي كارگرداني تئاتر فعلا برنامهاي ندارد، خاطرنشان كرد: ابتدا قرار بود ورسيون شخصي خود را از نمايشنامه «مكبث» شكسپير، تيرماه امسال در تالار اصلي تئاترشهر اجرا كنم اما به دليل مشكلاتي كه در متن نمايشنامه وجود داشت، اجراي آن نمايش منتفي شد و به دنبال متن ديگري هستم كه در زمان ديگري آن را اجرا كنم.
او كه اين روزها سرگرم بازي در تلهفيلم «اتوبان» به كارگرداني سجاد آويني است، از احتمال كارگرداني يك تلهتئاتر براي شبكه چهار سيما خبر داد.
آييش در اين زمينه تصريح كرد: از سوي آزادان – تهيهكننده تلهتئاتر – پيشنهادي براي ساخت يك تلهتئاتر مطرح شده است كه تمرينات آن از نيمه دوم خردادماه آغاز ميشود، اما هنوز نمايشنامه را مشخص نكردهايم.
فرهاد آييش همچنين به ايسنا خبر داد كه قصد دارد نخستين فيلم بلند سينمايي خود را مرداد يا شهريور امسال جلوي دوربين ببرد.
اين فيلم كه عنوان موقت آن، «شيرين و فرهاد» است، براساس فيلمنامهاي از خود آييش ساخته ميشود و داستاني كمدي، عاشقانه و تخيلي دارد.
آييش كه خود قصد ندارد در اين فيلم بازي كند، در پايان به ايسنا گفت: قرار است فيلمنامه به زودي براي صدور مجوز ارايه شود كه با طيكردن اين مرحله، وارد مرحله پيشتوليد خواهيم شد.
اين بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون چنديپيش در تلهفيلم «در سكوت تنهايي» به كارگرداني سعيد ابراهيميفر به ايفا نقش پرداخته است.
-----------------------------
كمال تبريزي فيلم «امام موسيصدر» را ميسازد
در برنامهريزي كاري ما قرار است اين فيلم امسال تهيه شود، ولي توليد اين فيلم به شرايط لبنان نيز بازميگردد. عوامل فني فيلم همه ايراني خواهند بود، اما چون فيلم به زبان عربي است، بايد از بازيگران عرب زبان استفاده كنيم.
وي تصريح كرد: شخصيت محوري داستان خود امام موسي صدر است كه در ايران بزرگ شده بود و به زبان فارسي تسلط كاملي داشته است. انتخاب بازيگر اين نقش چالش بزرگي براي پروژه است چون اين بازيگر بايد به هر دو زبان فارسي و عربي كاملا مسلط باشد.

ایراسان- «جمشيد هاشمپور» در اين فيلم نقشي كاملا متفاوت از ديگر بازيهايش را ارائه ميكند و در «نطفه شوم» در قالب يك فالگير با ظاهري خاص ظاهر ميشود.