تبليغاتX
سینما - موزیک - بازی - توصیه های جنسی - داستان ازدواج يك دانشجوي رشته مهندسي صنايع

سینما - موزیک - بازی - توصیه های جنسی

توصیه هاو روابط جنسی-عکس-سینما-دانلود موزیک- دانلود نرم افزار-game

 

داستان ازدواج يك دانشجوي رشته مهندسي صنايع

 

 

 

 

پدر : دوست دارم با دختري به انتخاب من ازدواج کني

 
پسر(دانشجوي رشته مهندسي صنايع): نه! من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم

پدر: اما دختر مورد نظر من، دختر «بيل گيتس» است

 
پسر: آهان اگر اينطوریه، قبول است

پدر به نزد بيل گيتس مي رود و مي گويد

 
پدر: براي دخترت شوهري سراغ دارم

 
بيل گيتس: اما براي دختر من هنوز خيلي زود است که ازدواج کند

پدر: اما اين مرد جوان، قائم مقام «مديرعامل بانک جهاني» است

 
بيل گيتس: اوه، که اينطور! در اين صورت قبول است 

بالاخره پدر به ديدار مديرعامل بانک جهاني مي رود

 
پدر: مرد جواني براي سمت قائم مقام مديرعامل سراغ دارم

 
مديرعامل: اما من به اندازه کافي معاون دارم

پدر: اما اين مرد جوان داماد «بيل گيتس» است

 
مديرعامل: اوه، اگر اينطور است، باشد

 

و معامله به اين ترتيب انجام مي شود

 

نتيجه اخلاقي: حتي اگر چيزي نداشته باشيد باز هم

مي توانيد چيزهايي بدست آوريد. اما بايد روش مثبتي

را برگزينيد

 

 





 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 17:6  توسط storm  |